یک:
برخاسته ام از گور خود ای نور ...
در پی خندیدن تو است ...
لب های سپید مرده ام باز ...
دو:
دلم دیگر نمی خواهد تو را بفهمم ... " کبوتر اسیر"!
پرواز من و تو ...در اسمان خیال هم ...محال شد!
سه:
کشته اند مرا دو چشم سیاه تو سال هاست ...
تازه انگار گم شده باشم ...
دنبال کالبد من نگرد .....!
چهار:
چه خوب شد روزه ی تو باز می کنم ...
هزار حرف پشت سرت گفته ام خدا بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 337 تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 16:39
ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 353 تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 16:39
ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 262 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
یک:
به بهشت راهم نمی دهند دگر ...می دانم!
نماز به قبله ی تو خوانده ام که عاقبتش ...جهنم است!
دو:
ذهن درگیر یعنی خوراک فرهنگی ...
یک لقمه گرفته ای و مزه اش درکام است ...
سه:
ساق پای یوسف را شکستن مرد می خواهد ولی ...
خوب تر آن است که " زنانه " درزندان مکافاتش دهیم!
چهار:
سیاه تر از سیاهی موی تو ...شب نیست...
درگیرم و خورشید می آورم دلیل ...
پنج:
بیچاره گا بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 379 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
یک:
درپی خاموشی لب های خود ...پروانه شدم ...
رفتم پی سوختن شی دیگری...که نابودم کند!
دو:
آه...زیر یک سقف باید مردی ...
من زن باشم و تو نامردی ...هرگز!
سه:
بی حال نامه ات را دلیت می کردم ...
اگرم حالی بود ...رایانه و خانه را باهم می سوزاندم!
چهار:
گویند که عاشق نباید شد و عشق دروغ است ...
راست می گویند!
من و آفتاب قهر کردیم وشب ...شاعرانه تر نبود؟
پنج:
تو بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 371 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
یک:
درخدمت سلیمان چشمتان ...مورچه ام ...!
از جن و انس گذشته ام ...تا این مقام رسیده ام!
دو:
پاک نیستم !چون از همه گذشته ام تا تو!
این قضاوت بیگانه ی تو ست ...نارفیق!
سه:
بسیار اگرم مومن تو هستم ...خدای باش!
احساست نمی کنم ...درجهنمی که دورو برم هست!
چهار:
قدرتو را مانده تازمانی که بدانم ...
صدها هزار پای از تو پائین تر و پائین ...
پنج:
چاقوی تورا می بوسم بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 272 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
یک:
بیرون دریای چشم تو ...هلاکم !
مشغول جان دادن می شوم و ساحل ...می خندد!
دو:
دریغ ! شیطان به معجزه آگاه نیست ...
تولد یک کتاب اسمانی ... جگرش را خراش داد ...
سه:
گناه اگر این است که دست های تو مال من باشد ...
نمی خرم به جهنم! صبر می کنم به بی دستی ...
چهار:
چاقوی شما توی قلبم پیچید ...
جاده ی رگ هایم پیچید ...
مرگ مستقیم رفت...!
پنج:
آزار تو این بود که بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 293 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
یک:
تپش به قلب من آمد ... تو باز موهایت ...
کشیده موی نسیم بود و ...بی خبری !
دو:
بعد از قلب من ...چشم های تو ...
آبرو نزد پزشک برد و بیمار نبود ...
سه:
روی شیشه باران می رقصید و ...
درانتهای خیابان دختری می دوید ...
من از پنجره دیوانگی خویش را می دیدم ...قدیم بود و ...
پای برهنه ...
چهار:
درتماسم با دست های تو هرشب ...کنار دیواری ...
که نیفتم که قلب من .. بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 309 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
یک:
ذرسجده ی تو جایگه عشق به خون رفت ...
خون رفت ...
خون رفت ولی ...
عشق تو آغاز خداشد ...
دو:
کعبه خون گریه می کرد وعلی(ع) می رفت از دنیای او ...
پس علی کو(ع)؟آن علی مرتضا(ع) کو؟قبله کو؟
سه:
برداشتی از روی زمین پایت را وزمین ناله کرد :
عدالت می رود از روی من ...دیگر علی چون تو کجا؟
چهار:
بینوایان تازه فهمیدند نواهاشان که بود...
علی می رفت(ع) ...
نوا می رفت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 310 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14
ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت: 9:14